ابراهيم عاملي ( موثق )
313
تفسير عاملي ( فارسي )
يهود در يك روز وارد شد و انواع اجناس با خود آورد ، مسلمين گفتند : چه خوب بود اين اموال در تصرّف ما بود كه به مصرف خود و راه خدا برسانيم ، اين سوره در جواب اين آرزو نازل شد و به اين جور به آنها خطاب شد كه هفت آيه از قرآن بشما داديم كه بهتر از هفت قافله مال التّجاره است . قول سوّم آن است كه سبع مثانى همه ى قرآن است كه هفت سبع قرآن است و بيشتر آن از دو دسته فراهم شده است : امر و نهى ، وعد و وعيد ، محكم و متشابه ، مجمل و مفسّر ، ناسخ و منسوخ ، تنزيل و تأويل ، عام و خاصّ ، و بعضى گفتهاند : كلمه ى مثانى از ثناه عن الامر است به معنى جلوگيرى و برگرداندن چون آنكه قرآن بخواند بواسطه ى انواع تهديد او را از ارتكاب حرام باز ميدارد . قول چهارم اين است كه قرآن از هفت دسته مطالب فراهم است : 1 - امر 2 - نهى ، 3 - بشارت 4 - تخويف ، 5 - ضرب المثل ، 6 - يادآورى نعمتها ، 7 - اخبار گذشته . صفى عليشاه : قصد از سبع المثانى در شهود رتبه هاى هفتگانه است از وجود ملك و هم ملكوت و جبروت و مثال هم دگر اعيان و اسما بر كمال كشف گردد اين مراتب در صعود پس فناى عارف است اندر وجود و آن مثانى را بقا بعد از فنا گر كه خوانى بس بود جانا بجا بهر آن سبع المثانى گفت حقّ اى محمّد به ز جمله ى ما خلق گر كه بر اسرار قرآن مدركى بر تمام آفرينش مالكى « وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » 87 مجمع : توصيف به عظيم براى اين است كه قرآن مشتمل است بر تمام آنچه مردم احتياج دارند . « لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ » 88 كشف نوشته : يا محمّد : اين زينت دنيا كه از كافران دريغ داشتهايم تو نيك در آن منگر و بوى استيناس مگير ، چشم تو از آن عزيزتر است كه آن نگرد كه ما به آن ننگريستهايم يا آن پسندد كه ما نه پسنديدهايم ، مصطفى به اين خطاب چنان ادب گرفت كه شب معراج نعيم